چرا در روزهای سخت زندگی، باید به خودمان یادآوری کنیم: همه چیز گذراست؟

تحلیل روانی از دیدگاه دکتر فهیمه رضایی درباره تاثیرات تروما جنگ بر مراجعین زندگی همیشه با روزهای خوش نمی‌گذرد. گاهی، ناگهان دنیای‌مان دچار تحولی ناخوشایند می‌شود که تمام باورهای پیشین‌مان را به چالش می‌کشد. به عنوان روانکاو، روزانه با افرادی مواجه می‌شوم که زندگی‌شان به دلیل اتفاقات تلخ، به ویژه تروماهای ناشی از جنگ و بحران‌های اجتماعی، تغییر کرده است. این افراد با خود می‌پرسند که آیا زندگی برای همیشه در تله‌ای از درد و رنج گرفتار خواهد ماند؟ آیا این روزهای سخت هیچ‌گاه تمام نخواهند شد؟ مراجعین من به طور خاص با تاثیرات عمیق و گسترده‌ای از تروماهای جنگ ایران و آمریکا دست و پنجه نرم می‌کنند. جنگی که نه تنها آثار جسمی بلکه عواقب روحی و روانی بسیاری به جا گذاشته است. از همین رو، تصمیم گرفتم تا داستان یکی از این مراجعین را با شما به اشتراک بگذارم و تحلیلی از دیدگاه روانشناسی و روانکاوی بر آن انجام دهم.

مراجعه‌ای از قلب درد: تجربه احمد

یکی از مراجعینم، آقای احمد، مردی ۴۲ ساله با سابقه طولانی از رنج‌های روحی و روانی، به من مراجعه کرد. احمد به شدت تحت تاثیر جنگ اخیر ایران و آمریکا قرار داشت. او خاطرات تلخ زیادی از دوران جنگ و تأثیرات آن بر خانواده‌اش داشت. جنگ، برای او تنها یک عبارت تاریخی نبود. برای او، جنگ یک تجربه شخصی و یک نقطه عطف در زندگی‌اش بود. احمد می‌گفت: «من دیگر هیچ چیز از آن روزها را فراموش نمی‌کنم. هنوز هم احساس می‌کنم که در آن دوره هستم. خیلی وقت‌ها تصور می‌کنم که این جنگ نه تنها زندگی من، بلکه روح من را هم به اسارت گرفته است. وقتی خاطرات آن دوران را به یاد می‌آورم، احساس می‌کنم که تمام زندگی‌ام درگیر رنج و درد است و نمی‌توانم از آن آزاد شوم.» برای احمد، روزهای خوش و روزهای بد به یک نقطه‌ی ثابت در زندگی تبدیل شده بودند. او درک کرده بود که گذشته دیگر تمام شده است، اما نمی‌توانست از اثرات آن بر روانش رهایی یابد. انگار گذشته همچنان زنده بود و هر لحظه در حال تهدید آینده‌اش بود. اما چیزی که من به او گفتم، چیزی بود که شاید در آن لحظه نمی‌توانست بپذیرد.

تحلیل روانی: گذرا بودن همه چیز، حتی رنج‌ها

در گفتگو با احمد، به او یادآوری کردم که زندگی همیشه با روزهای خوش و بد همراه است. هیچ‌کدام از این روزها برای همیشه باقی نمی‌ماند. همانطور که از دوره‌های خوش و شاد زندگی‌مان عبور می‌کنیم، روزهای سخت و پر از رنج هم در نهایت از بین می‌روند. این را باید به عنوان یک اصل اساسی در زندگی بپذیریم. به احمد گفتم: «زمانی که در چنگال رنج و ناراحتی قرار می‌گیریم، تصور می‌کنیم که این وضعیت برای همیشه ادامه خواهد داشت. اما حقیقت این است که این روزهای سخت نیز همچون روزهای خوب، گذرا هستند. هرچند که ممکن است این گذر زمان کمی طولانی باشد، اما نهایتاً هر درد و رنجی تمام می‌شود.» این نکته، به‌ویژه برای افرادی که تروماهای سنگین را تجربه کرده‌اند، می‌تواند منبع تسلی و امید باشد. احمد نیز در ابتدای کار با شک و تردید به این اصل نگاه می‌کرد. اما به تدریج توانست بپذیرد که گذشته هرچقدر هم که دردناک باشد، نمی‌تواند هویت کنونی او را شکل دهد. این باور که “همه چیز گذراست”، به او کمک کرد تا روزهای بد خود را به یک فرآیند طبیعی از زندگی تبدیل کند. چرا سختی‌ها و دردها باعث بلوغ می‌شوند؟ یکی از نکات کلیدی که باید به آن توجه کنیم این است که در همان روزهای سخت است که رشد و بلوغ واقعی انسان اتفاق می‌افتد. این‌که احمد امروز با همه دردها و رنج‌هایش به این نکته رسیده است، نشان‌دهنده این است که حتی از بدترین شرایط نیز می‌توان برای رشد استفاده کرد. در واقع، در مواجهه با سختی‌ها و مشکلات است که انسان‌ها فرصت پیدا می‌کنند تا خود را بشناسند، مقاوم‌تر شوند و درک عمیق‌تری از زندگی پیدا کنند. به احمد گفتم: «واقعیت این است که در روزهای دشوار است که شما به بلوغ روانی و احساسی می‌رسید. این روزها ممکن است دردناک باشند، اما در نهایت به شما کمک می‌کنند تا زندگی خود را بهتر درک کنید.»

واقع‌بینی در برابر امیدواری: گذر از سختی‌ها

ما باید به‌جای نگاه امیدوارانه و غیرواقعی به زندگی، از یک دیدگاه کاملاً واقع‌بینانه برخورد کنیم. به این معنی که بدانیم سختی‌ها و روزهای بد حتماً می‌آیند، اما این روزها برای همیشه ادامه نخواهند داشت. همیشه در کنار آن روزهای سخت، روزهای خوش نیز خواهند آمد. این دیدگاه واقع‌بینانه به انسان کمک می‌کند که هرگز از پا نیفتد و در مسیر زندگی با امید و قدرت ادامه دهد. نتیجه‌گیری: یادآوری اصل گذرا بودن روزها به احمد گفتم که در این مسیر طولانی از زندگی، باید همواره به این اصل پایبند باشد: «روزهای خوب و روزهای بد هر دو گذرا هستند.» این یک حقیقت مسلم است که حتی در سخت‌ترین روزها، ما باید به خود یادآوری کنیم که این لحظات نیز پایان خواهند یافت و روزهای بهتر خواهند آمد. فقط کافیست با صبر و درک درست از وضعیت، مسیر خود را ادامه دهیم. آقای احمد، پس از این گفتگو، احساس کرد که توانسته است بخشی از فشار روانی که سال‌ها روی دوش او بوده، کاهش دهد. او اکنون دیگر نگاه منفی به آینده ندارد و می‌داند که در نهایت، هر رنجی به پایان می‌رسد و او قادر خواهد بود از پس مشکلات برآید. زندگی همچنان ادامه دارد و ما باید یاد بگیریم که در برابر سختی‌ها، همچنان با امید و واقع‌بینی به جلو حرکت کنیم نویسنده دکتر فهیمه رضایی& روانکاو