چرا بعضی آدم‌ها از آسیب زدن به دیگران لذت می‌برند؟ | تحلیل روانکاوانه شخصیت‌های مخرب و سمی

چرا برخی افراد به دیگران آسیب می‌زنند؟ در این مقاله دکتر فهیمه رضایی، روانکاو، ریشه‌های روانشناختی رفتارهای مخرب، شخصیت‌های سمی، حسادت، تحقیر و راه‌های محافظت از خود در برابر افراد آسیب‌زننده را بررسی می‌کند. مقدمه آیا تاکنون با افرادی روبه‌رو شده‌اید که به نظر می‌رسد از ناراحتی دیگران احساس رضایت می‌کنند؟ افرادی که با تحقیر، کنترل، تخریب، قضاوت یا ایجاد تنش، آرامش اطرافیان را برهم می‌زنند. کسانی که نه‌تنها از موفقیت دیگران خوشحال نمی‌شوند، بلکه گاهی به شکلی آشکار یا پنهان در مسیر رشد آن‌ها مانع ایجاد می‌کنند. در سال‌های فعالیت حرفه‌ای خود به عنوان روانکاو، یکی از پرتکرارترین پرسش‌هایی که از مراجعان شنیده‌ام این بوده است: «چرا بعضی آدم‌ها عمداً به دیگران آسیب می‌زنند؟» برای پاسخ به این پرسش، باید به لایه‌های عمیق‌تر روان انسان نگاه کنیم؛ جایی که رفتارهای مخرب، اغلب ریشه در زخم‌های درمان‌نشده، احساس حقارت و تعارض‌های حل‌نشده دارند.

آیا افراد آسیب‌زننده واقعاً قدرتمند هستند؟

بسیاری از افراد تصور می‌کنند کسانی که دیگران را کنترل یا تحقیر می‌کنند، انسان‌های قدرتمندی هستند. اما از نگاه روانکاوی، اغلب عکس این موضوع صادق است. انسانی که از درون احساس امنیت، ارزشمندی و ثبات روانی می‌کند، نیازی به تخریب دیگران ندارد. او برای احساس قدرت، احتیاج ندارد کسی را کوچک کند یا اعتمادبه‌نفس دیگری را از بین ببرد. در مقابل، فردی که در اعماق وجود خود احساس ضعف، بی‌ارزشی یا ناکافی بودن می‌کند، ممکن است برای فرار از این احساسات دردناک، به رفتارهای مخرب روی بیاورد. به بیان دیگر: بسیاری از رفتارهای ویرانگر، تلاشی ناخودآگاه برای پنهان کردن احساس ناتوانی هستند.

ریشه روانشناختی آسیب زدن به دیگران چیست؟

۱. زخم‌های دوران کودکی بخش مهمی از شخصیت انسان در سال‌های ابتدایی زندگی شکل می‌گیرد. کودکی که بارها تحقیر شده، نادیده گرفته شده یا عشق مشروط دریافت کرده است، ممکن است در بزرگسالی خشم‌های سرکوب‌شده‌ای را با خود حمل کند. اگر این زخم‌ها درمان نشوند، گاهی به شکل رفتارهای آسیب‌زننده در روابط ظاهر می‌شوند. ۲. احساس حقارت پنهان بسیاری از افرادی که دیگران را تحقیر می‌کنند، در واقع با احساس عمیقی از ناکافی بودن زندگی می‌کنند. موفقیت، زیبایی، محبوبیت یا آرامش دیگران می‌تواند برای آن‌ها یادآور کمبودهای شخصی‌شان باشد. در نتیجه تلاش می‌کنند ارزش فرد مقابل را کاهش دهند تا احساس بهتری نسبت به خود پیدا کنند. ۳. حسادت و مقایسه مداوم حسادت یکی از قدرتمندترین هیجانات انسانی است. فرد حسود به جای تمرکز بر رشد شخصی، دائماً خود را با دیگران مقایسه می‌کند. وقتی احساس کند نمی‌تواند به جایگاه فرد مقابل برسد، ممکن است به تخریب او روی بیاورد. به همین دلیل است که گاهی نزدیک‌ترین افراد نیز می‌توانند به منتقدان یا مخالفان سرسخت موفقیت ما تبدیل شوند. ۴. نیاز افراطی به کنترل برخی افراد فقط زمانی احساس امنیت می‌کنند که دیگران را تحت کنترل داشته باشند. آن‌ها از استقلال، موفقیت یا تصمیم‌گیری مستقل دیگران احساس تهدید می‌کنند. در نتیجه از ابزارهایی مانند سرزنش، ایجاد احساس گناه، تهدید عاطفی یا دستکاری روانی استفاده می‌کنند.

نشانه‌های افراد سمی و آسیب‌زننده

اگر فردی به طور مداوم ویژگی‌های زیر را نشان می‌دهد، ممکن است با الگوهای رفتاری مخرب مواجه باشید: • تحقیر مداوم دیگران • انتقادهای مخرب و بی‌وقفه • حسادت نسبت به موفقیت دیگران • ناتوانی در همدلی • بازی کردن نقش قربانی • مسئولیت‌گریزی • ایجاد احساس گناه در دیگران • دروغگویی و دستکاری عاطفی • تلاش برای کنترل تصمیم‌های دیگران البته هیچ‌کس کامل نیست و همه ما ممکن است گاهی برخی از این رفتارها را نشان دهیم. آنچه اهمیت دارد، تکرار و الگوی پایدار این رفتارهاست.

چرا قربانی افراد سمی می‌شویم؟

یکی از پرسش‌های مهم این است که چرا برخی افراد بارها وارد روابط آسیب‌زا می‌شوند؟ پاسخ اغلب در مرزهای روانی ضعیف، عزت‌نفس پایین یا الگوهای دوران کودکی نهفته است. کسانی که از کودکی یاد گرفته‌اند نیازهای خود را نادیده بگیرند، بیشتر در معرض جذب افراد کنترل‌گر و آسیب‌زننده قرار دارند. به همین دلیل، درمان فقط به شناخت فرد مخرب محدود نمی‌شود؛ بلکه به شناخت خود فرد نیز نیاز دارد.

چگونه از خود در برابر افراد آسیب‌زننده محافظت کنیم؟

  • مرزهای سالم تعیین کنید: همه افراد حق دارند برای حفظ سلامت روان خود مرز تعیین کنند. نه گفتن، قطع ارتباط‌های آسیب‌زا و محافظت از آرامش روانی، خودخواهی نیست؛ بلکه بخشی از بلوغ هیجانی است.
  • تلاش برای تغییر دیگران را متوقف کنید: بسیاری از افراد سال‌ها انرژی خود را صرف تغییر کسی می‌کنند که تمایلی به تغییر ندارد. واقعیت این است که هیچ‌کس تا زمانی که مسئولیت رفتارهایش را نپذیرد، تغییر نخواهد کرد.
  • عزت‌نفس خود را تقویت کنید: هرچه شناخت و احترام شما نسبت به خودتان بیشتر باشد، احتمال گرفتار شدن در روابط آسیب‌زا کمتر خواهد شد.
  • از روانکاوی و درمان کمک بگیرید: برخی زخم‌های روانی به تنهایی قابل درمان نیستند. فرآیند روانکاوی می‌تواند به فرد کمک کند الگوهای تکرارشونده زندگی خود را بشناسد و از چرخه روابط مخرب خارج شود.

قدرت واقعی چیست؟

یکی از بزرگ‌ترین سوءبرداشت‌های انسان این است که قدرت را با سلطه اشتباه می‌گیرد. قدرت واقعی در کنترل دیگران نیست. قدرت واقعی در مدیریت خشم، تحمل ناکامی، پذیرش آسیب‌پذیری و توانایی ساختن نهفته است. ویران کردن ساده است. یک جمله می‌تواند اعتمادبه‌نفس کسی را نابود کند. یک رفتار می‌تواند رابطه‌ای را از بین ببرد. اما ساختن شخصیت، اعتماد، عشق و امنیت روانی، به سال‌ها آگاهی و رشد نیاز دارد. سخن پایانی وقتی با رفتارهای مخرب مواجه می‌شویم، معمولاً اولین واکنش ما خشم است. اما از نگاه روانکاوی، پشت بسیاری از این رفتارها انسانی قرار دارد که هرگز یاد نگرفته با زخم‌های خود چگونه مواجه شود. این موضوع رفتار آسیب‌زننده را توجیه نمی‌کند؛ اما به ما کمک می‌کند آن را بهتر درک کنیم. برخی افراد زخم‌های خود را درمان می‌کنند و برخی دیگر آن زخم‌ها را به دیگران منتقل می‌کنند. بلوغ روانی از جایی آغاز می‌شود که تصمیم می‌گیریم دردهای خود را به آگاهی تبدیل کنیم، نه به ابزاری برای آسیب زدن به دیگران